
بحران دانش در تنظیمگری هوش مصنوعی: چرا دولتها نباید سکاندار باشند؟
تنظیمگری دولتی هوش مصنوعی به دلیل فقدان دانش و خطر انحصارطلبی شرکتهای بزرگ، کارایی ندارد و بازار بهترین ناظر است.
نکات کلیدی
- ۱بحث فعلی در آمریکا بر سر این است که کدام نهاد دولتی (فدرال یا ایالتی) باید هوش مصنوعی را تنظیم کند، اما سوال اصلی این است که آیا دولت اصلاً دانش کافی برای این کار را دارد یا خیر.
- ۲بر اساس دیدگاه مکتب اتریشی، هوش مصنوعی یک فرآیند کشف مستمر است و دانش لازم برای مدیریت آن در میان میلیونها کاربر پراکنده است، نه در اتاقهای فکر واشنگتن.
- ۳مقررات دولتی ریسک «انجماد دانش» را دارند؛ یعنی قوانین امروز ممکن است نوآوریهای سالهای آینده را به دلیل پیشفرضهای غلط فعلی مسدود کنند.
- ۴پدیده «جستوجوی رانت» باعث میشود شرکتهای بزرگ از مقررات استقبال کنند تا با افزایش هزینههای تطبیق، رقبای کوچک و استارتاپها را از بازار حذف کنند.
- ۵راهکار جایگزین، «حاکمیت مصرفکننده» است؛ جایی که انتخابهای روزانه کاربران، شرکتها را مجبور به رعایت ایمنی و کیفیت میکند.
چرا این خبر مهم است؟
نحوه قانونگذاری برای هوش مصنوعی تعیین میکند که آیا در آینده به ابزارهای نوآورانه و ارزان دسترسی خواهیم داشت یا اسیر انحصارات چند شرکت بزرگ و قوانین دستوپاگیر دولتی میشویم.
نهادها و اشخاص
دونالد ترامپ· صادرکننده فرمان اجرایی هوش مصنوعیفریدریش هایک· نظریهپرداز اقتصادی (مشکل دانش)لودویگ فون میزس· نظریهپرداز اقتصادی (حاکمیت مصرفکننده)شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی· ذینفعان اصلی و عوامل احتمالی جستوجوی رانت