
پشت پرده جنجالهای کنوانسیون خزر؛ آیا منافع ایران قربانی شد؟
کنوانسیون خزر یک سند چارچوبی است که با هدف جلوگیری از انزوای ایران و تثبیت اصول امنیتی تدوین شده است.
همچنین: دریای سرزمینی
آبهای سرزمینی در واقع مرز آبی کشور است که تا فاصله ۲۲ کیلومتری از ساحل امتداد مییابد. در این محدوده، ایران مالک تمام منابع زیر بستر دریاست و حق دارد بر رفتوآمد کشتیها نظارت کند. این فضا برای ایران که از جنوب به خلیج فارس و از شمال به دریای خزر متصل است، حکم یک دارایی استراتژیک را دارد که فراتر از یک مرز جغرافیایی، یک منبع درآمدی عظیم محسوب میشود. تأثیر این آبها بر زندگی روزمره ما از طریق قیمت کالاها و درآمدهای دولت حس میشود. وقتی از استخراج گاز در پارس جنوبی یا صید ماهی در جنوب صحبت میکنیم، در واقع درباره ثروت موجود در آبهای سرزمینی حرف میزنیم که بخشی از بودجه کشور را میسازد. علاوه بر این، امنیت این مسیرها باعث میشود کشتیهای حامل کالاهای اساسی بدون هزینه اضافیِ بیمه جنگی به بنادر برسند که این موضوع مانع از جهش قیمت کالاها در مغازهها میشود.
با داغ شدن بحث سهم ایران از دریای خزر و توافقات جدید با عمان برای مدیریت تردد در تنگه هرمز، مفهوم حاکمیت بر آبهای سرزمینی به صدر اخبار بازگشته است. این موضوع مستقیماً با امنیت کریدورهای تجاری، هزینه حملونقل کالا و قیمت نفت گره خورده و هرگونه تغییر در قوانین کشتیرانی این مناطق، بر ثبات اقتصادی و درآمدهای ارزی ایران اثرگذار است.

کنوانسیون خزر یک سند چارچوبی است که با هدف جلوگیری از انزوای ایران و تثبیت اصول امنیتی تدوین شده است.

افزایش قیمت جهانی نفت همزمان با توافق ایران و عمان برای تغییر مسیر تردد کشتیها در تنگه هرمز.

بازگشایی تنگه هرمز مشروط به اجرای تعهدات آمریکا است و مذاکرات با عمان تنها درباره مدل جدید تردد کشتیهاست.

ایران و عمان برای مدیریت ایمنتر تردد دریایی، در حال ایجاد یک کریدور موقت واحد در تنگه هرمز هستند.