
چرا رشد اقتصادی ایران در بهار ۱۴۰۵ به تنگنا خورد؟
افت همزمان تولید، سرمایهگذاری و تجارت خارجی در بهار ۱۴۰۵، ظرفیت رشد آینده اقتصاد ایران را تهدید میکند.
سرمایهگذاری مولد یعنی پولی را که دارید، جایی بگذارید که خروجیاش یک محصول یا خدمت واقعی باشد. در این مدل، شما فقط روی بالا رفتن قیمت یک دارایی مثل سکه یا دلار شرط نمیبندید، بلکه بخشی از یک کسبوکار میشوید که چرخ اقتصاد را میچرخاند. وقتی کسی یک گلخانه میزند یا در بورس، سهامِ پروژهایِ یک شرکت تولیدی را میخرد، در واقع دارد سرمایهگذاری مولد انجام میدهد چون نتیجه کارش، تولیدِ چیزی است که قبلاً وجود نداشته است.
در اقتصاد تورمی ایران، خیلیها برای حفظ ارزش پول به سمت خرید داراییهای راکد میروند، اما سرمایهگذاری مولد راهی است که علاوه بر سود شخصی، به رشد واقعی ثروت در جامعه هم کمک میکند. مثلاً اگر به جای خرید خودرو برای انبار کردن، سرمایه خود را به سمت خرید تجهیزات برای یک تولیدیِ پوشاک ببرید، نهتنها از فروش محصولات سود میبرید، بلکه با ایجاد شغل و افزایش عرضه در بازار، به ثبات اقتصادی کمک میکنید. این نوع سرمایهگذاری در بلندمدت امنیت مالی بیشتری ایجاد میکند چون سود آن از دلِ کار و ارزشافزوده بیرون میآید، نه نوساناتِ هیجانیِ قیمتها.
وقتی تورم و نااطمینانی سیاسی بالا میرود، پولها به جای کارخانه و تولید، سر از گاوصندوقهای خانگی یا خروج از کشور درمیآورند. حالا با راهاندازی صندوقهای ارزی برای جذب دلارهای راکد و تلاش برای بازگرداندن اعتماد به بازارها، بحث «سرمایهگذاری مولد» داغ شده است؛ یعنی چطور دارایی مردم به جای نوسانگیری، صرف چرخیدنِ چرخِ تولید و ساختنِ آینده اقتصاد ایران شود.

افت همزمان تولید، سرمایهگذاری و تجارت خارجی در بهار ۱۴۰۵، ظرفیت رشد آینده اقتصاد ایران را تهدید میکند.

سران قوا بر اولویتدهی به تأمین کالاهای اساسی، بهبود معیشت و حمایت از تولید تأکید کردند.

نخستین صندوق ارزی بازار سرمایه برای جذب پساندازهای ارزی خانگی و تامین مالی پروژهها پذیرهنویسی شد.

مهاجرت و خروج سرمایه، پیامدِ از دست رفتنِ تصویرِ آیندهای قابلاعتماد و پیشبینیپذیر در داخل کشور است.

نااطمینانی سیاسی با تحمیل «مالیات نااطمینانی» بر اقتصاد، رشد و سرمایهگذاری را بیش از خود بحران فرسوده میکند.

بورس در واکنش به اخبار سیاسی سبز شد؛ تحلیلها بر چرخش نقدینگی و چالشهای کلان اقتصادی متمرکز است.

ابرتورم با فروپاشی اعتماد به پول ملی آغاز شده و اقتصاد را به سمت جابهجایی نقدینگی در داراییهای امن سوق میدهد.

سیاستگذاری غلط سوخت، معدنکاری را غیراقتصادی و فروش سهمیه گازوئیل را به گزینهای سودآورتر از تولید تبدیل کرده است.

صنعت ایران در سال ۱۴۰۴ با رشد منفی ۱.۵٪ و حذف هزاران شغل، تحت فشار ناترازی انرژی و تورم کوچکتر شد.

سیاستهای حمایتی دولت بدون رفع تحریمها و اصلاح ساختار بهرهوری، تنها مسکنهایی موقت و تورمزا برای بازار کار هستند.

لوتوس پارسیان با بهینهسازی ساختار اوراق و تسهیل ضمانتهای بانکی، هزینه و زمان تأمین مالی تولید را کاهش میدهد.