
چرا صنعت بیمه ایران در جذب سرمایه و سودآوری ناکام مانده است؟
ناترازی سرمایه و بازدهی پایین، صنعت بیمه ایران را از یک نهاد مالی اثرگذار به حاشیه رانده است.
سرمایهگذار نهادی در واقع همان غولهای بازار هستند؛ شرکتها و نهادهایی مثل صندوقهای سرمایهگذاری، بانکها، یا سازمان تأمین اجتماعی که بهجای یک نفر، پولِ هزاران یا میلیونها نفر را مدیریت میکنند. اینها برخلاف سرمایهگذاران خرد که با مبالغ کم وارد بورس میشوند، با هزاران میلیارد تومان معامله میکنند و تیمهای تخصصی از تحلیلگران را برای تصمیمگیری در اختیار دارند. در ایران، وقتی میشنوید حقوقیها وارد بازار شدند یا فلان سهم را حمایت کردند، منظور همین سرمایهگذاران نهادی است. رفتار آنها برای شما مهم است چون خرید و فروشهای سنگینشان میتواند قیمت سهمهای شما را جابهجا کند. مثلاً وقتی صندوقهای بازنشستگی برای تامین نقدینگی حقوق اعضا شروع به فروش سهام میکنند، ممکن است بازار با افت مواجه شود؛ بنابراین شناخت حرکت این غولها، کلید درک آینده قیمتها در بازار سرمایه ایران است.
در روزهایی که نوسانات بازار رمزارز و بورس تهران ذهن معاملهگران ایرانی را درگیر کرده، نقش «حقوقیها» یا همان سرمایهگذاران نهادی پررنگتر شده است. هشدار نهادهای بزرگی مثل گریاسکیل درباره تأثیر قوانین بر قیمت داراییها، نشان میدهد که چطور تصمیمات کلان و ورود پولهای سنگین توسط شرکتها، بیش از رفتارهای هیجانیِ ما سرمایهگذاران خرد، جهتِ آینده بازار و ارزش داراییهایمان را تعیین میکند.

ناترازی سرمایه و بازدهی پایین، صنعت بیمه ایران را از یک نهاد مالی اثرگذار به حاشیه رانده است.

بخش بزرگی از سهام اپل در اختیار غولهای مدیریت دارایی مانند ونگارد و بلکراک قرار دارد.

عراق به دنبال صندوق انرژی ۴۰۰ میلیارد دلاری با آمریکا؛ بازارها منتظر تثبیت نرخ بهره و نهنگها در حال بلعیدن بیتکوین.

تأخیر در تصویب قوانین نظارتی در آمریکا و احتمال تداوم نرخ بهره بالا، چشمانداز کوتاهمدت بیتکوین را با ریسک سقوط مواجه کرده است.