
صندوقهای سهامیریشههای اقتصادی نرخهای بالای تامین مالی در بازار سرمایه
نرخ بالای تامین مالی در بازار سرمایه نتیجه طبیعی تورم و ریسک است، نه یک ایراد ساختاری.
همچنین: پرمیوم ریسک
صرف ریسک در واقع مابهتفاوتِ سودِ یک دارایی پرریسک با یک دارایی بدون ریسک است. وقتی شما پولتان را در بانک میگذارید یا اوراق مرابحه دولتی میخرید، خیالتان از بازگشت اصل و سود پول راحت است. اما وقتی وارد بورس میشوید یا ملکی میخرید، احتمال کاهش قیمت یا نقد نشدن سریع سرمایه وجود دارد. آن سودی که فراتر از نرخ بهره بانکی طلب میکنید تا این خطر را بپذیرید، همان صرف ریسک است.
در اقتصاد ایران، نرخ سود بانکی معمولاً مبنای بدون ریسک است. اگر بانک ۲۵ درصد سود بدهد و پیشبینی شما از سود بورس هم ۲۵ درصد باشد، عملاً صرف ریسک صفر است و سرمایهگذاری در بورس منطقی نیست. سرمایهگذار هوشمند ایرانی تنها زمانی پولش را از بانک خارج میکند که احساس کند بازار هدف، علاوه بر آن سود پایه، پاداشِ اضافهای برای جبران نوسانات دلار و تورم به او پرداخت میکند.
این روزها با نوسانات قیمت نفت تحت تاثیر تنشهای سیاسی و افزایش هزینهی تامین مالی در بازار سرمایه، «صرف ریسک» به کانون توجه بازگشته است. سرمایهگذاران ایرانی به دلیل نااطمینانیهای موجود، سودی بسیار فراتر از نرخ بدون ریسک طلب میکنند؛ این یعنی برای ماندن در بازار بورس یا نفت، پاداش بیشتری بابت پذیرش خطرات احتمالی میخواهند.

نرخ بالای تامین مالی در بازار سرمایه نتیجه طبیعی تورم و ریسک است، نه یک ایراد ساختاری.

ماندگاری نفت بالای ۱۰۰ دلار ناشی از بحران لجستیک، هزینههای سنگین نفتکشها و تنگنای پالایشی است.

بیثباتی در سیاستهای دولتی و افزایش نرخ سود بدون ریسک، مهمترین مانع رونق پایدار در بازار سرمایه است.

انتشار مداوم اوراق بدهی آمریکا به عنوان دارایی امن، ریسکهای ساختاری ایجاد کرده و جذابیت طلا را افزایش میدهد.

افت قیمت نفت برنت لزوماً نشانه پایان بحران انرژی نیست، زیرا بازار همچنان با چالش کمبود دیزل و ریسکهای ساختاری روبهروست.

امیدواری به دیپلماسی و مذاکرات احتمالی، قیمت نفت برنت را به ۱۰۰ دلار در هر بشکه رساند.

بازار نفت در حال گذار از «پرمیوم ریسک» به «کمبود فیزیکی» است که با کاهش ذخایر جهانی تشدید میشود.

شوک سهگانه در بازار انرژی، ریسک تورم جهانی را افزایش داده و نفت را به سمت ۱۲۰ دلار سوق میدهد.

نفت ۱۰۰ دلاری نه فقط به دلیل کمبود عرضه، بلکه به دلیل نااطمینانی شدید اطلاعاتی در بازار جهانی است.