تغییر چشمانداز سهام فناوری از مثبت به خنثی در بازارهای جهانی
رشد نرخهای بهره و افزایش نگرانیها، چشمانداز سهام فناوری و هوش مصنوعی را در بازارهای جهانی خنثی کرد.
هزینه سرمایه در واقع قیمتِ پولی است که یک شرکت برای چرخاندنِ چرخهایش از دیگران میگیرد. تصور کنید یک کارخانه برای خرید ماشینآلات جدید، هم از بانک وام میگیرد و هم در بورس سهام میفروشد. بانک سود وامش را میخواهد و سهامدار هم انتظار دارد سودی بیشتر از سپرده بانکی نصیبش شود. میانگینِ این انتظارات و هزینهها، همان هزینه سرمایه است که مشخص میکند یک پروژه ارزش اجرا دارد یا نه. در اقتصاد ایران که تورم بالاست، هزینه سرمایه معمولاً عدد بزرگی است. وقتی نرخ بهره بانکی یا سود اوراق دولتی بالا میرود، هزینه سرمایه شرکتها هم جهش میکند؛ چون سهامدار با خودش میگوید چرا پولم را در بورس بگذارم وقتی بانک بدون ریسک سود بالایی میدهد؟ پس شرکت مجبور است سود بیشتری بسازد تا شما را راضی نگه دارد. اگر شرکتی نتواند بیش از هزینه سرمایهاش سود تولید کند، قیمت سهامش در بازار افت میکند چون عملاً دارد از جیبِ اعتبار و داراییهایش خرج میکند.
در روزهایی که نااطمینانیهای سیاسی ریسک سرمایهگذاری را بالا برده، «هزینه سرمایه» به مانعی بزرگ برای تولید تبدیل شده است. وقتی بورس توان تامین مالی ارزان را ندارد و ناترازی انرژی هم ریسکِ پروژهها را دوچندان کرده، سرمایهگذار برای ورود به طرحهای زیربنایی مثل آب و برق، سود بسیار بالاتری طلب میکند که تامین آن از توان اقتصاد خارج است.
رشد نرخهای بهره و افزایش نگرانیها، چشمانداز سهام فناوری و هوش مصنوعی را در بازارهای جهانی خنثی کرد.

افزایش بازده اوراق قرضه آمریکا با گران کردن پول، ارزشگذاری سهام و سودآوری شرکتها را تهدید میکند.

نشست جکسونهول و سیاستهای پولی فدرالرزرو، بیش از گزارش مالی انویدیا، مسیر آینده بازارهای جهانی را تعیین میکند.

تغییر پارادایم از بانکمحوری به معماری متنوع تامین مالی، کلید پایداری مالی هلدینگهای صنعتی ایران است.

چین برای پیشبرد صنایع فناوری، تامین مالی را از دولت به بازار سرمایه با نرخهای ارزان منتقل میکند.

اقتصاد ایران به دلیل وابستگی به بانکها و ضعف بازار سهام، از رشد و شفافیت کافی محروم است.

نااطمینانی سیاسی با تحمیل «مالیات نااطمینانی» بر اقتصاد، رشد و سرمایهگذاری را بیش از خود بحران فرسوده میکند.

جذب سرمایه ۶۰ میلیارد دلاری در صنعت آب ایران، تنها با ایجاد یک نهاد تنظیمگر مستقل و حذف داوری دولت ممکن است.

بیمه با کاهش ریسک و هزینه تامین مالی، راه را برای جذب سرمایه خصوصی و حل بحران ناترازی برق هموار میکند.