
تحلیل فرید زکریا از تناقضهای راهبردی و اقتصادی جنگ آمریکا و ایران
جنگ آمریکا و ایران با وجود هزینههای هنگفت نظامی و اقتصادی، به اهداف سیاسی واشنگتن منتهی نشده است.
هزینه نظامی در واقع پولی است که دولت از خزانه عمومی برای نگهداری و تقویت نیروهای مسلح، خرید تسلیحات و تحقیق در صنایع دفاعی کنار میگذارد. در ایران این مبالغ هر سال در لایحه بودجه مشخص شده و از درآمدهای عمومی مثل فروش نفت و مالیات تامین میشود. این هزینه فقط شامل خرید اسلحه نیست، بلکه حقوق صدها هزار پرسنل و بازنشسته نظامی را هم پوشش میدهد که بخشی از چرخه مصرف در اقتصاد کشور هستند.
اهمیت این مخارج برای زندگی روزمره ما در مفهوم «هزینه فرصت» نهفته است؛ یعنی هر ریالی که صرف امور نظامی میشود، پولی است که دیگر نمیتواند مستقیماً در زیرساختهایی مثل جادهسازی یا نوسازی شبکه برق هزینه شود. از سوی دیگر، در اقتصاد ایران که به شدت به اخبار سیاسی حساس است، سطح توان دفاعی میتواند با ایجاد حس امنیت، از تلاطمهای ناگهانی نرخ دلار جلوگیری کند. بنابراین، تعادل در این بودجه هم بر کیفیت خدمات دولتی و هم بر ثبات ارزش داراییهای مردم اثرگذار است.

جنگ آمریکا و ایران با وجود هزینههای هنگفت نظامی و اقتصادی، به اهداف سیاسی واشنگتن منتهی نشده است.