
معمای خروج بنگاههای کوچک و متوسط از بازار در اقتصاد بحرانزده
خروج بنگاههای کوچک و متوسط از بازار در شرایط بحرانی، نیازمند تفکیک هوشمندانه میان واحدهای بهرهور و ناکارآمد است.
اقتصاد غیررسمی بخشی از بازار است که زیر رادار دولت حرکت میکند. این فعالیتها لزوماً غیرقانونی یا قاچاق نیستند، بلکه فقط در دفاتر مالیاتی و آمارهای رسمی ثبت نمیشوند. در ایران، وقتی از یک تعمیرکار خودرو فاکتور رسمی نمیگیرید یا از یک دستفروش در مترو خرید میکنید، در حال تعامل با این بخش هستید. این اقتصاد شامل طیف وسیعی از مشاغل، از کارگران روزمزد ساختمانی تا فروشندگان فعال در شبکههای اجتماعی است که بدون کد اقتصادی و پوشش بیمه فعالیت میکنند.
برای مردم، این بخش هم فرصت است و هم تهدید؛ از یک طرف به دلیل نبود مالیات و هزینههای اداری، کالاها معمولاً ارزانتر به دست مصرفکننده میرسند و راهی برای فرار از بیکاری است، اما از طرف دیگر چون این مشاغل بیمه و بازنشستگی ندارند، امنیت شغلی فرد در بلندمدت به خطر میافتد. همچنین وقتی سهم این بخش در اقتصاد ایران زیاد میشود، دولت در تخمین دقیق تورم و رشد اقتصادی دچار خطا میشود که نتیجهاش تصمیمات پولی غلطی است که در نهایت روی قدرت خرید کل جامعه اثر منفی میگذارد.
در روزهایی که فشارهای اقتصادی و تحریم، مسیرهای رسمی تجارت را دشوار کرده، اقتصاد غیررسمی در ایران با چهرههایی مثل «تراستیها» یا فعالیتهای زیرزمینی گیمرها و فریلنسرها بیش از پیش خودنمایی میکند. این بخش از اقتصاد که دور از چشم مالیات و آمارهاست، اکنون به پناهگاهی برای بقای بنگاههای کوچک و راهی برای دور زدن بنبستهای معیشتی تبدیل شده است.

خروج بنگاههای کوچک و متوسط از بازار در شرایط بحرانی، نیازمند تفکیک هوشمندانه میان واحدهای بهرهور و ناکارآمد است.

هوش مصنوعی و پلتفرمهای دیجیتال میتوانند به جای حذف اقتصاد غیررسمی، به توانمندسازی مالی و آموزشی آن کمک کنند.

گذار اقتصادهای در حال توسعه از صنعتیشدن سنتی به تمرکز بر افزایش بهرهوری در بخش خدمات.

کرهشمالی با ایجاد مراکز تفریحی دولتی، نقدینگی مردم را جذب و بازارهای غیررسمی را تضعیف میکند.

گیمرهای حرفهای ایران به دلیل نبود زیرساخت و تحریمها، به جای مسیر رسمی، به بازارهای غیررسمی روی آوردهاند.
تراستیها راهکار اضطراری تحریم بودند که اکنون به گلوگاههای رانت و مانع شفافیت اقتصادی تبدیل شدهاند.

افزایش بیکاری و کاهش کیفیت مشاغل، آینده شغلی جوانان جهان را با چالشهای ساختاری و فناورانه مواجه کرده است.

رشد تعداد شاغلان در بهار ۱۴۰۵ با افزایش اشتغال ناقص و بیکاری جوانان، کیفیت اشتغال را زیر سوال برده است.

رشد اقتصادی هند به دلیل سیاستهای نادرست و ضعف در ایجاد مشاغل باکیفیت، به بحران بیکاری جوانان منجر شده است.

جنگ و نااطمینانی اقتصادی در بهار ۱۴۰۵ منجر به افزایش بیکاری و خروج گسترده نیروی کار از بازار شد.

مجوزهای شغلی با کاهش تحرک نیروی کار و گسترش اقتصاد غیررسمی، مانعی برای رشد اقتصادی محسوب میشوند.

کوبا با تکیه بر نوآوریهای مردمی و انرژیهای تجدیدپذیر، در برابر فشار حداکثری تحریمهای نفتی آمریکا مقاومت میکند.

ایران در رتبه ۲۴ حداقل دستمزد آسیا قرار گرفت؛ سوئیس با ۱۰ هزار دلار حقوق ماهانه همچنان پیشتاز جهان است.