
پایان عصر رشد آسان در اقتصاد جهانی و چالشهای پیشرو
عصر رشد آسان اقتصادی در جهان به پایان رسیده و سیاستگذاران با چالشهای تازهای روبهرو هستند.
قرارداد اجتماعی در واقع همان توافق پنهانی است که مشخص میکند ما چقدر به دولت مالیات میدهیم یا از منابع ملی سهم میبریم و در عوض، دولت چه وظایفی در قبال سفره و امنیت ما دارد. این قرارداد روی کاغذ امضا نشده، اما در تمام قوانین و تصمیمات کلان حضور دارد و تعیین میکند که هزینه اداره کشور و توسعه چطور بین مردم و حاکمیت تقسیم شود. در اقتصاد ایران، بخش بزرگی از این قرارداد سالها بر پایه «انرژی ارزان» و «یارانههای پنهان» بنا شده بود؛ یعنی دولت بنزین و برق را ارزان عرضه میکرد تا بخشی از فشارهای اقتصادی را جبران کند. وقتی این موازنه به دلیل تورم یا کسری بودجه به هم میخورد، در واقع یکی از بندهای این قرارداد نانوشته تغییر کرده است. درک این مفهوم به ما کمک میکند بفهمیم چرا تغییر قیمتها یا مالیاتهای جدید، صرفاً یک عدد ساده نیست، بلکه بازنگری در رابطه مالی ما با دولت است که مستقیماً روی قدرت خرید و آینده داراییهایمان اثر میگذارد.
در روزهایی که ناترازی انرژی و بحث تغییر قیمت بنزین داغ شده، مفهوم قرارداد اجتماعی دوباره به صدر آمده است. وقتی رشد رفاه متوقف میشود و شکاف میان انتظارات مردم و توان دولت قد میکشد، دیگر توافقات قدیمی برای پیشرفت جوابگو نیست. بازخوانی این مفهوم نشان میدهد که بدون بازسازی اعتماد متقابل و تعریف سهم هر فرد از ثروت ملی، اصلاحات اقتصادی به جای گشایش، به بنبست میخورند.

عصر رشد آسان اقتصادی در جهان به پایان رسیده و سیاستگذاران با چالشهای تازهای روبهرو هستند.

کاهش رشد اقتصادی و افت کیفیت زندگی در سراسر جهان به تغییرات اجتماعی و بیثباتی سیاسی دامن میزند.

رکود رشد درآمد سرانه بیش از دو پنجم جمعیت جهان را درگیر کرده و استانداردهای زندگی را به خطر انداخته است.

اصلاح قیمت بنزین بدون اصلاحات ساختاری در حکمرانی و ایجاد قرارداد اجتماعی جدید، محکوم به شکست است.

جان لاک با تعریف حقوق طبیعی و قرارداد اجتماعی، سنگبنای مشروعیت حکومت و مالکیت خصوصی را بنا نهاد.

تحریمها با توزیع نابرابر هزینهها، طبقه متوسط و مناطق محروم را بیش از همه تحت فشار قرار دادهاند.