
پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آموزش مجازی بر خانوارهای آسیبپذیر
آموزش مجازی در شرایط بحران، فشار اقتصادی مضاعف و خطر گسست تحصیلی برای خانوارهای کمبرخوردار ایجاد کرده است.
همچنین: نابرابری، شکاف طبقاتی
نابرابری اقتصادی یعنی ثروت و فرصتهای یک کشور بهجای توزیع عادلانه، در دست گروههای خاصی متمرکز شود. این مفهوم فراتر از اختلاف درآمد است و به این معناست که ابزارهای ثروتساز مثل زمین، سرمایه و اطلاعاتِ رانتی، بهطور برابر در دسترس همه نیست. در واقع، نابرابری نشان میدهد که چقدر از سفره اقتصاد سهم توده مردم شده و چقدر به جیب اقلیتی محدود رفته است.
در ایران، موتور اصلی نابرابری تورم است. وقتی قیمتها بالا میرود، ثروتِ مالکانِ خودرو، مسکن و طلا بهطور خودکار چندبرابر میشود، اما قدرت خرید کارگران و کارمندان آب میرود. این یعنی نابرابری مستقیماً روی سفره شما اثر میگذارد؛ چون باعث میشود با وجود کارِ بیشتر، رسیدن به رویاهایی مثل خانهدار شدن برای بخش بزرگی از جامعه به یک هدف دور از دسترس تبدیل شود و فاصله طبقاتی هر روز عمیقتر به نظر برسد.
اعطای نوبل به عجماوغلو بحث «رفاه برای همه» را دوباره داغ کرده است. در ایران که تورم مزمن شکاف طبقاتی را عمیقتر کرده، تمرکز ثروت و توزیع ناعادلانه منافع تکنولوژیهای نوظهور، زنگ خطر فرسایش انگیزه نیروی کار را به صدا درآورده است؛ موضوعی که مستقیماً بر قدرت خرید و امنیت روانی خانوادههای ایرانی اثر میگذارد.

آموزش مجازی در شرایط بحران، فشار اقتصادی مضاعف و خطر گسست تحصیلی برای خانوارهای کمبرخوردار ایجاد کرده است.

نابرابری ثروت در آمریکا ناشی از رشد اقتصادی، ریسک کارآفرینی و تفاوت دانش مالی است، نه استثمار سیستماتیک.

ثروت ایلان ماسک از مجموع ثروت ۵۳ درصد خانوارهای آمریکایی فراتر رفته است.

بررسی ریشههای بحران لیبرالدموکراسی و نابرابری اقتصادی بر اساس دیدگاههای دارون عجماوغلو.

بررسی سهم ثروت در اختیار یک درصد بالای جامعه در کشورهای مختلف جهان.

گزارش مطبوعات جهان از تنشهای تجاری آمریکا و چین، تورم انرژی و اعتراضات اجتماعی در غرب حکایت دارد.

کتاب جدید دارون عجماوغلو درباره بحران لیبرال دموکراسی و نابرابری اقتصادی به زودی منتشر میشود.

منافع اقتصادی هوش مصنوعی بسیار قابلتوجه بوده اما بهشدت میان کشورها و مشاغل نابرابر توزیع شده است.

پایداری کشور به تعهد روزمره نیروی کار وابسته است که اکنون زیر فشار تورم و نابرابری در حال فرسایش است.

تداوم کارکرد کشور مدیون تعهد حرفهای کارکنان است که با تداوم فقر و نابرابری در حال فرسایش است.

سهم ناچیز دهکهای پایین از دانشگاههای دولتی نشان میدهد آموزش عالی در ایران به جای تحرک اجتماعی، شکاف طبقاتی را بازتولید میکند.

آمریکا بهشت کارآفرینان ریسکپذیر است، در حالی که اروپا با خدمات اجتماعی، امنیت اقتصادی را تضمین میکند.

نیمی از خانوارهای ایرانی خودرو ندارند، در حالی که ۴ میلیون خانوار مالک ۱۶ میلیون خودرو هستند.

دموکراسی لیبرال برای بقا نیازمند بازسازی پیوند میان آزادی سیاسی و رفاه اقتصادی برای همه شهروندان است.

اوپنایآی با راهاندازی یک برنامه پژوهشی، به دنبال تحلیل علمی و دادهمحور آثار اقتصادی هوش مصنوعی است.

رشد سریع قیمت داراییها نسبت به دستمزدها، مسیر ارتقای طبقاتی را مسدود و شایستهسالاری را تضعیف کرده است.

توسعه مالی در کشورهای نفتی با رانت بالای ۷٪ GDP، به جای کاهش نابرابری، آن را تشدید میکند.

دموکراتها به دنبال اصلاح سرمایهداری هستند، در حالی که سوسیالدموکراتها خواهان جایگزینی کامل آن با نظام اقتصادی جدیدند.

رشد اقتصادی برخلاف نظریات جدید، همچنان بهترین راه برای کاهش فقر، حفظ محیط زیست و تضمین ثبات اجتماعی است.

فقر در ایران با توزیع پول حل نمیشود؛ تنها راه، رشد اقتصادی ۵ درصدی از مسیر تجارت جهانی و دیپلماسی است.