
آزادارمکی: شکلگیری آشتی پنهان میان جامعه و حکومت
کاهش تنشهای اجتماعی و شکلگیری توافق نانوشته میان جامعه و حکومت، به افزایش تابآوری ملی انجامیده است.
طبقه متوسط به گروهی از جامعه گفته میشود که نه درگیر فقر مطلق هستند و نه ثروتهای کلان دارند. این افراد معمولاً تحصیلکردهاند، در مشاغل تخصصی، کارمندی یا کسبوکارهای کوچک فعالیت میکنند و بخشی از درآمدشان را صرف ارتقای کیفیت زندگی مثل تفریح، آموزش و پسانداز برای آینده میکنند. در واقع، هویت این طبقه با «امید به رشد» و تلاش برای جابهجایی به پلههای بالاتر اقتصادی گره خورده است.
در اقتصاد ایران، نوسانات شدید نرخ ارز و تورم مزمن، بزرگترین تهدید برای این طبقه است. وقتی قیمت دلار جهش میکند، قدرت خرید این افراد که اغلب درآمد ریالی ثابت دارند به شدت افت میکند و کالاهایی مثل خودرو یا مسکن که روزی برایشان در دسترس بود، به آرزو تبدیل میشود. کوچک شدن طبقه متوسط به معنای کاهش مشتری برای تولیدات داخلی و رکود در بازارهایی مثل بورس است، چرا که این گروه اصلیترین تأمینکنندگان سرمایههای خرد در اقتصاد کشور هستند.
در روزهای اخیر، فشار تورمی و نااطمینانی اقتصادی باعث شده تا طبقه متوسط ایران برای حفظ هویت خود، از خرید کالاهای سرمایهای به سمت مصرفِ تجربهمحور مثل کافهگردی کوچ کند. این تغییر رفتار نشاندهنده تلاش برای بقا در شرایطی است که دیگر رشد اقتصادی لزوماً به معنای افزایش رفاه و امنیت مالی برای این طبقه اثرگذار نیست.

کاهش تنشهای اجتماعی و شکلگیری توافق نانوشته میان جامعه و حکومت، به افزایش تابآوری ملی انجامیده است.

رشد اقتصادی بدون اشتغال پایدار، طبقه متوسط را تضعیف کرده و ناآرامی ایجاد میکند.

خانوادههای طبقه متوسط برای حفظ سطح زندگی در شرایط رکود و تورم، نیازمند تدوین «استراتژی بقای اقتصادی» هستند.

تورم و کاهش قدرت خرید، مصرفکننده ایرانی را از انباشت کالا به سمت خرید تجربههای اجتماعی سوق داده است.

افزایش تعداد کافهها در ایران نه نشانه رونق، بلکه واکنشی به تورم و محدودیت فرصتهای سرمایهگذاری مولد است.

بحرانهای دائمی اقتصاد ایران نیازمند گذار از حکمرانی سنتی به تصمیمگیری پیشنگرانه و مسئولانه است.

تحصیلکردههای آمریکایی به دلیل کاهش امنیت اقتصادی و بیاعتمادی به سیستم، از سرمایهداری به سمت سوسیالیسم تغییر جهت دادهاند.

سینمای ایران درگیر بحران اقتصادی و ساختاری است که تنها با تغییر سیاستهای دولتی و بازسازی اعتماد عمومی قابل حل است.

مدیریت شهری تهران با نگاهی غیرشهروندمحور، کرامت انسانی و کیفیت زندگی طبقه متوسط را قربانی کرده است.

تحریمها با توزیع نابرابر هزینهها، طبقه متوسط و مناطق محروم را بیش از همه تحت فشار قرار دادهاند.

فرهاد نیلی با تأکید بر لزوم گذار به اعتبارسنجی دادهمحور، طبقه متوسط را فرصت بکر اقتصادی ایران میداند.

فقر در ایران با توزیع پول حل نمیشود؛ تنها راه، رشد اقتصادی ۵ درصدی از مسیر تجارت جهانی و دیپلماسی است.

باهنر با نقد تورم ۱۰۰۰ درصدی و سقوط طبقه متوسط، خواستار دیپلماسی شجاعانه برای جبران عقبماندگی ۲۰۰ میلیارد دلاری کشور شد.