
دلارضربه چند میلیارد دلاری محاصره هوایی به اقتصاد و تجارت ایران
محاصره هوایی ایران به شوک عرضه، جهش هزینه لجستیک، افت گردشگری و فشارهای ارزی منجر میشود.
همچنین: کشش قیمتی تقاضا
کشش قیمتی در واقع میزان «حساسیت» ما به قیمت است. تصور کنید قیمت یک کالا ۱۰ درصد گران شود؛ اگر شما و بقیه خریداران بلافاصله مصرفتان را خیلی بیشتر از ۱۰ درصد کم کنید، آن کالا «باکشش» است. اما اگر قیمت دو برابر شود و شما همچنان همانقدر خرید کنید چون جایگزینی ندارید، با یک کالای «بیکشش» طرف هستیم که قیمت روی میزان تقاضای آن اثر چندانی ندارد.
در اقتصاد ایران، بنزین و دارو مثالهای کلاسیک کالای بیکشش هستند؛ چون مردم برای رفتوآمد یا سلامت، ناچار به تهیه آنها هستند و با گران شدن، مصرفشان بهسختی پایین میآید. در مقابل، کالاهایی مثل تورهای مسافرتی یا رستورانهای لوکس، باکشش محسوب میشوند. دانستن این مفهوم به شما کمک میکند بفهمید چرا در زمان تورم، شرکتهای تولیدکننده مواد غذایی پایه یا شویندهها نسبت به تولیدکنندگان لوازم خانگی لوکس، سود پایدارتری دارند و ارزش داراییشان را بهتر حفظ میکنند.
این روزها با داغ شدن بحث اصلاح قیمت بنزین و نوسانات ارزی، کشش قیمتی به کانون توجه بازگشته است؛ چرا که دولت میخواهد بداند با گران شدن سوخت یا بلیت هواپیما، مصرف مردم چقدر کاهش مییابد. واقعیت این است که در اقتصاد ایران، به دلیل نبود جایگزین ارزان، تقاضا برای بسیاری از کالاها بیکشش است و گرانی لزوماً به کاهش مصرف منجر نمیشود.

محاصره هوایی ایران به شوک عرضه، جهش هزینه لجستیک، افت گردشگری و فشارهای ارزی منجر میشود.

افزایش نرخ سوم بنزین نیازمند ارزیابی دادهمحور و شفاف برای سنجش کاهش واقعی مصرف است.

بلیت رایگان حملونقل عمومی برخلاف ظاهر جذاب، کارایی اقتصادی پایینی دارد و بار مالی سنگینی ایجاد میکند.

نوسانات نرخ ارز و شکاف ارزی، محرک اصلی رقابت و قیمتگذاری در بازار محصولات پلیمری بورس کالا هستند.

تخصیص سهمیه بنزین به تاکسیهای اینترنتی، ناکارآمدی اقتصادی را تشدید کرده و با اصول بازار ناسازگار است.

سازمان برنامه هشدار داد گرانی بنزین بدون مهار تورم و توسعه حملونقل، فقط فشار بر فقرا را زیاد میکند و مصرف را کم نمیکند.

صنعت غذا با وجود سقوط آزاد در حجم تولید و فروش، به لطف افزایش قیمتها به سودآوری و درآمدهای رکوردشکن دست یافته است.