
گذر از توسعه ظرفیت به راهبری سرمایه در معدن
صنایع معدنی ایران نیازمند تغییر تمرکز از افزایش ظرفیت به راهبری بهینه و مدیریت ریسک سرمایه است.
تخصیص سرمایه در واقع هنر چیدمان داراییهاست تا بیشترین بازدهی ممکن به دست آید. به زبان ساده، یعنی وقتی پولی به دست میآورید، آگاهانه تصمیم بگیرید چه بخشی از آن را به خرید سکه، چه بخشی را به سپرده بانکی و چه مقداری را به کسبوکار یا بورس اختصاص دهید. این کار بر این اصل استوار است که نباید تمام دارایی را در یک بازار خاص متمرکز کرد تا اگر آن بازار با رکود یا ریزش ناگهانی مواجه شد، کل زندگی و معیشت فرد دچار بحران نشود.
در اقتصاد ایران که با تورمهای مزمن و نوسانات ناگهانی قیمت دلار روبروست، تخصیص درست سرمایه حکم سپر دفاعی برای خانوادهها را دارد. برای مثال، اگر کسی تمام داراییاش را فقط به صورت نقد یا در حسابهای بانکی معمولی نگه دارد، با جهش قیمتها به سرعت قدرت خریدش را از دست میدهد؛ اما اگر همان فرد پولش را به درستی بین داراییهای مختلف مثل صندوقهای سهامی، طلا و املاک تقسیم کند، میتواند همگام با تورم رشد کرده و امنیت مالی آیندهاش را در برابر تکانههای اقتصادی تضمین کند.
این روزها که بحث ناترازی بانکها و توزیع ناعادلانه ثروت معادن داغ است، «تخصیص سرمایه» از یک اصطلاح خشک به یک ضرورت حیاتی تبدیل شده. وقتی بانکها به جای هدایت اعتبار به تولید، صرفاً پول خلق میکنند یا سود معادن به سفره بومیها نمیرسد، یعنی موتور تخصیص سرمایه خراب است؛ زنگ خطری که حتی غولهای جهانی را هم بابت عقبماندن از تکنولوژی زمینگیر کرده است.

صنایع معدنی ایران نیازمند تغییر تمرکز از افزایش ظرفیت به راهبری بهینه و مدیریت ریسک سرمایه است.

کیفیت تخصیص سرمایه و معماری آن، مزیت رقابتی اصلی هلدینگها در مسیر ارزشآفرینی است.

فولکسواگن در حال گذار از عصر تولید انبوه به اقتصاد نرمافزار است؛ تعدیل نیرو بدون تغییر استراتژی کافی نیست.

عبدهتبریزی: بانکها باید به جای تولید پول، بر تخصیص کارآمد سرمایه تمرکز کنند و ابزارهای مالی جایگزین کیفیت پروژه نیستند.

تمرکز سرمایهگذاری در چند استان خاص و غفلت از اکتشافات نوین، مانع توسعه متوازن و پایدار در معادن ایران شده است.