
دلاربانکها و موسسات اعتباریتحلیل پولی فروش دلار؛ اثر مداخله ارزی بر نقدینگی و پایه پولی
فروش دلار توسط بانک مرکزی فراتر از بازار ارز، اثرات پیچیدهای بر نقدینگی و پایه پولی شبکه بانکی دارد.
ترازنامه بانک مرکزی در واقع صورتحسابِ نهاییِ چاپ پول در کشور است. در یک طرف این ترازنامه، داراییهایی مثل ذخایر طلا، ارزهای خارجی و طلبِ بانک مرکزی از دولت و بانکها قرار دارد و در طرف دیگر، بدهیهایی که همان اسکناسهای توی جیب ما و سپردههای بانکها نزد بانک مرکزی است. وقتی میگوییم ترازنامه منبسط شده، یعنی بانک مرکزی به هر دلیلی دارایی جدیدی به دست آورده و در ازای آن، پولِ جدید به اقتصاد تزریق کرده است.
اهمیت این ترازنامه برای زندگی روزمره ما در این است که هر تغییری در آن، مستقیماً روی تورم اثر میگذارد. در اقتصاد ایران، وقتی دولت با کسری بودجه مواجه میشود یا بانکها با کمبود نقدینگی روبرو میشوند، فشار به بانک مرکزی وارد شده و ترازنامه آن بزرگ میشود. این بزرگ شدن به معنای رشد پایه پولی است که مثل بنزین روی آتش نقدینگی عمل میکند؛ نتیجهاش این است که ارزشِ ریال در برابر دلار و کالاها کاهش یافته و قدرت خرید مردم کمتر میشود.
ترازنامه بانک مرکزی حکم موتورخانه اقتصاد ایران را دارد. وقتی نقدینگی رکورد میزند، یعنی این ترازنامه بهشدت منبسط شده و زنگ خطر تورم را به صدا درآورده است. از سوی دیگر، نوسانات اخیر قیمت دلار و تفاهمهای سیاسی، ارزش داراییهای ارزی در این ترازنامه را جابهجا کرده و مستقیماً بر قدرتِ بانک مرکزی برای ثبات بخشیدن به معیشت و ارزش پول ما اثر میگذارد.

فروش دلار توسط بانک مرکزی فراتر از بازار ارز، اثرات پیچیدهای بر نقدینگی و پایه پولی شبکه بانکی دارد.

مداخله خزانهداری آمریکا در بازار اوراق، مسکنی موقت برای بدهی ۴۰ تریلیون دلاری است که ریشههای تورمی را درمان نمیکند.

افزایش سپرده قانونی با هدف مهار تورم، میان کارشناسان بر سر اثربخشی و پیامدهای آن برای تولید بحثبرانگیز شده است.

تورم نتیجه مستقیم چاپ پول نیست؛ بلکه حاصل برخورد نقدینگی با بنبست تولید و انتظارات منفی مردم است.

رشد نقدینگی و پایه پولی در پایان سال ۱۴۰۴ به بالاترین سطح در نیم قرن اخیر رسید.

تفاهم ایران و آمریکا قیمت دلار را ۱۲٪ کاهش داد، اما سیاستهای انقباضی فدرال رزرو مانع ریزش بیشتر طلای جهانی شد.