
چرا سرکوب قیمتها در مهار بحران معیشت شکست میخورد؟
سرکوب قیمتها راهکار پایدار معیشتی نیست و تمرکز بر تقویت درآمدها اثربخشی بیشتری دارد.
همچنین: دستمزد حقیقی
دستمزد واقعی یعنی پولی که تهِ ماه میگیرید، چقدر در دنیای واقعی ارزش دارد. اگر حقوق شما امسال ۳۰ درصد زیاد شود اما قیمتِ کالاها و خدمات ۵۰ درصد بالا برود، عددِ روی کاغذ بزرگتر شده اما در حقیقت شما فقیرتر شدهاید. در اقتصاد، این تفاوتِ بین عددِ اسمی و قدرتِ خریدِ واقعی است که کیفیت زندگی و سطح رفاه شما را تعیین میکند. در بازار کار ایران، هر سال شورای عالی کار عددی را به عنوان حداقل دستمزد اعلام میکند. اگر این افزایش کمتر از نرخ تورمِ سالانه باشد، دستمزد واقعی کارگران کاهش یافته است. به همین دلیل است که با وجود افزایش چند برابریِ حقوق در سالهای اخیر، بسیاری از ایرانیها احساس میکنند سفرهشان کوچکتر شده؛ چون سرعتِ رشدِ قیمتِ اجارهبها یا کالاهای اساسی، بسیار بیشتر از سرعتِ رشدِ ریالهای واریزی به حساب آنها بوده است.
در روزهایی که تورم از سرعت رشد حقوقها پیشی گرفته، «دستمزد واقعی» یا همان قدرت خریدِ سفرهی مردم به شدت تحلیل رفته است. شکاف عمیق میان درآمد ریالی و هزینههای معیشت، نه تنها خرید کالاهای سرمایهای را به رویا تبدیل کرده، بلکه با کوچ دادن نیروی کار متخصص به سمت مشاغل غیررسمی و کاذب، پایداری صندوقهای بازنشستگی و آینده تولید صنعتی ایران را با چالشی جدی روبرو ساخته است.

سرکوب قیمتها راهکار پایدار معیشتی نیست و تمرکز بر تقویت درآمدها اثربخشی بیشتری دارد.

وزیر خزانهداری آمریکا مدعی شد با پایان جنگ، تورم و بازده اوراق قرضه این کشور کاهش مییابد.

کاهش اشتغال صنعتی و انتقال آن به خدمات کمبازده، بهرهوری اقتصاد ایران را در بلندمدت تهدید میکند.

پایداری صندوقهای بازنشستگی نه با افزایش مالیات، بلکه با رشد اقتصادی و سرمایهگذاری در داراییهای واقعی ممکن است.

تحلیل وضعیت معیشتی ایران، بازار مسکن آمریکا، چالشهای صادرات نفت و آینده اقتصادی سوریه.

دستمزد کارگران ایرانی در یک دهه از ۲۳۲ دلار به ۸۳ دلار سقوط کرده و آنها را به فقر مطلق کشانده است.

کاهش قدرت خرید و تحریمها، تقاضای کالاهای بادوام را به شدت کاهش داده و ساختار صنعتی ایران را تضعیف کرده است.

دستفروشی در مترو با درآمدهای ۴۰ میلیونی، به پناهگاهی برای فرار از دستمزدهای پایین و هزینههای سنگین بخش رسمی تبدیل شده است.

اقتصاد روسیه با تکیه بر هزینههای نظامی سنگین و تجارت با شرق، همچنان در برابر تحریمها مقاومت کرده و از رکود گریخته است.

جنگ با تغییر ساختار تقاضا و جهش قیمت انرژی، امنیت شغلی و معیشت را فراتر از مرزهای درگیری تهدید میکند.

جنگ با ایجاد شوک در قیمت انرژی و زنجیره تأمین، حتی بازارهای کار دور از خط مقدم را با خطر بیکاری و کاهش دستمزد مواجه میکند.