
چرا در ایران بنگاههای بزرگ بهرهوری پایینتری دارند؟
در اقتصاد ایران، برخلاف جهان، بنگاههای بزرگ بهرهوری کمتری دارند که ناشی از تصدیگری دولت و نبود رقابت است.
فرض کنید دو کارخانه تولید لوازم خانگی در ایران داریم که تعداد کارگر و دستگاههایشان برابر است، اما یکی دو برابر دیگری یخچال تولید میکند. آن چیزی که باعث این تفاوت میشود، بهرهوری کل عوامل تولید است. این مفهوم یعنی خروجیِ ما چقدر فراتر از صرفاً جمعِ تعداد کارگر و مقدار پول و تجهیزات است؛ در واقع نشاندهنده کیفیت مدیریت، دانش فنی و استفاده درست از تکنولوژی در دلِ اقتصاد است.
در اقتصاد ایران، سالهاست که رشد ما بیشتر وابسته به تزریق منابع مثل فروش نفت یا سرمایهگذاریهای سنگین دولتی بوده، نه بالا رفتنِ بهرهوری. وقتی بهرهوری پایین باشد، برای تولیدِ بیشتر مجبوریم مدام پولِ بیشتری خرج کنیم که نتیجهاش تورم و گران شدن کالاهاست. اگر بهرهوری بالا برود، یعنی بدون اینکه قیمتها پرواز کنند، کیفیت زندگی مردم بهتر میشود و قدرت خریدشان بالا میرود؛ چون کالاها با هزینه کمتر و کیفیت بهتر تولید شدهاند.
در روزهایی که بحث سود واقعی صنایع بزرگی مثل پتروشیمی و اثر سرمایهگذاری خارجی داغ است، «بهرهوری کل» نشان میدهد چقدر از رشد ما حاصلِ «هوشمندی و تکنولوژی» است و چقدر مدیونِ صرفاً تزریقِ پول یا نیروی کار ارزان. عقبماندگی تکنولوژیک، درست مثل تجربه اروپا، زنگ خطری برای اقتصاد ایران است تا بفهمد بدون ارتقای کیفیتِ تولید، رقابت در بازار جهانی ناممکن میشود.

در اقتصاد ایران، برخلاف جهان، بنگاههای بزرگ بهرهوری کمتری دارند که ناشی از تصدیگری دولت و نبود رقابت است.

برای ارزیابی واقعی پتروشیمیها باید از سود حسابداری عبور کرد و بر بهرهوری و خلق ارزش متمرکز شد.

مهاجرت با افزایش عرضه نیروی کار و مکملسازی، در بلندمدت بهرهوری و دستمزدها را ارتقا میدهد.

کالبدشکافی عقبماندگی اقتصادی اروپا و فرصتهای هوش مصنوعی از نگاه فیلیپ آگیون، نظریهپرداز تخریب خلاق.

سرمایهگذاری خارجی بهخودیخود معجزه نمیکند؛ موفقیت آن در ایران گروی کیفیت نهادها و توانایی جذب فناوری توسط بخش خصوصی است.