
بیمه و صندوق بازنشستگی به جز تامین اجتماعیریسکهای کلان اقتصاد و چرخه انتقال کسری بودجه به بازارها
کسری بودجه دولت و ناترازی بانکی، ریسکهای مالی را میان دولت، بانکها، بیمهها و بورس جابهجا میکنند.
توانگری مالی در واقع خطکش سنجشِ «بنیه دفاعی» یک شرکت در برابر بحرانهای مالی است. این شاخص نشان میدهد که آیا داراییهای نقدشونده شرکت به اندازهای هست که اگر همین امروز تمام مشتریان خسارت خود را مطالبه کنند، شرکت از پسِ پرداخت آنها بربیاید یا خیر. در ایران، این عدد معمولاً در پنج سطح طبقهبندی میشود که سطح یک نشاندهنده بهترین وضعیت و سطح پنج به معنای وضعیت بحرانی و احتمال ناتوانی در پرداخت است.
اهمیت این عدد برای شما زمانی روشن میشود که بخواهید خودروی خود را بیمه کنید یا بیمه عمر بخرید. اگر شرکتی توانگری مالی پایینی داشته باشد، ممکن است در روز حادثه یا زمان سررسید قرارداد، با بهانههای مختلف از پرداخت خسارت شانه خالی کند یا فرآیند را ماهها طول بدهد. برای مثال، در بازار ایران وقتی یک شرکت بیمه در سطح توانگری یک قرار دارد، یعنی خیالتان راحت باشد که حتی در صورت وقوع زلزله یا نوسانات شدید ارزی، پول شما و خسارت وارده با اطمینان پرداخت میشود.
با تشدید فشارهای تورمی و ناترازی در برخی شرکتهای بیمه، توانگری مالی به خطکشی حیاتی برای سنجش امنیت داراییهای مردم تبدیل شده است. هشدار اخیر بیمه مرکزی به شرکتهای ناتراز و انتقال ریسکهای بودجهای به این صنعت، نشان میدهد که در شرایط بحرانی، تنها شرکتهایی که نسبت توانگری بالایی دارند میتوانند از پس تعهدات خود و خسارتهای احتمالی برآیند.

کسری بودجه دولت و ناترازی بانکی، ریسکهای مالی را میان دولت، بانکها، بیمهها و بورس جابهجا میکنند.

رشد اسمی منابع صنعت بیمه نتوانسته تورم را شکست دهد و ارزش واقعی داراییها و بازدهی آنها کاهش یافته است.

قیمت پایین تنها معیار خرید بیمه خودرو نیست؛ توانگری مالی و کیفیت پرداخت خسارت اهمیت بیشتری دارند.

صنعت بیمه ایران با عبور از بحرانهای اخیر، به سمت شخصیسازی خدمات و تحول دیجیتال برای افزایش اعتماد عمومی حرکت میکند.

بیمه مرکزی با شناسایی ۱۴ شرکت ناتراز، به ۸ شرکت هشدار تعلیق داد و شفافیت مالی را الزامی کرد.

جنگ و نااطمینانی اقتصادی، مدلهای سنتی بیمه را ناکارآمد کرده و نیازمند ابزارهای نوین و حمایت حاکمیتی برای حفظ پایداری مالی است.

صنعت بیمه ایران برای بقا در برابر شوکهای کلان، نیازمند اصلاحات ساختاری در قیمتگذاری، اتکایی و مدیریت ریسک است.

اجرای IFRS 17 و مدیریت ریسکهای اقلیمی، تحول در حسابداری و حسابرسی صنعت بیمه را اجتنابناپذیر کرده است.