
چرا اقتصاد ایران در تله «انسداد نهادی» گرفتار شده است؟
اقتصاد ایران به دلیل شکلگیری گروههای ذینفع و وابستگی به مسیر، در تله «انسداد نهادی» گرفتار شده است.
تورم ساختاری برخلاف تورمهای گذرا، ناشی از ایرادهای اساسی در موتور اقتصاد است. در ایران، وقتی دولت برای هزینههای جاریاش درآمد پایدار ندارد یا سیستم توزیع کالا فرسوده و پرهزینه است، قیمت تمامشده کالاها بالا میرود. این یعنی حتی اگر رشد نقدینگی هم موقتاً مهار شود، چون ساختار تولید و تامین کالا مشکل دارد، قیمتها باز هم تمایل به صعود دارند. در واقع این نوع تورم از ناتوانی اقتصاد در پاسخگویی به نیازهای مردم به دلیل موانع ریشهدار سرچشمه میگیرد. برای درک ملموس، وضعیت قیمت خودرو یا مسکن را در نظر بگیرید. وقتی تولید به قطعات وارداتی وابسته است و ارز نوسان دارد، یا وقتی هزینه ساخت مسکن به دلیل انحصار زمین گران میشود، ما با تورم ساختاری روبرو هستیم. این وضعیت باعث میشود قدرت خرید شما مدام تحلیل برود، چون قیمتها نه بر اساس انتخاب شما، بلکه به دلیل هزینههای بالای سیستم بالا میروند. برای یک خانواده ایرانی، تورم ساختاری یعنی حتی با پسانداز و سختکوشی هم همیشه یک قدم از گرانی عقب میمانند، چون ریشه مشکل در ساختارهای کلان کشور است.
تورم در ایران صرفاً یک پدیده پولی نیست، بلکه ریشه در ناترازیهای عمیق بانکی و وابستگی تاریخی به نفت دارد. بحثهای اخیر درباره انسداد نهادی و تبدیل شدن بانکها به موتور خلق پول نشان میدهد که چرا با وجود نرخ بهره بالا، سایه تورم از سر سفرهها و تصمیمات حیاتی مثل ازدواج یا سرمایهگذاری در بورس کنار نمیرود.

اقتصاد ایران به دلیل شکلگیری گروههای ذینفع و وابستگی به مسیر، در تله «انسداد نهادی» گرفتار شده است.

ساختار غیرمتعارف بانکداری در ایران با ایجاد ناترازی و چاپ پول، به موتور اصلی تورم ساختاری تبدیل شده است.

خاطرات مجیدی نشان میدهد چگونه جهش درآمدهای نفتی در دهه ۵۰، سیاستگذاری اقتصادی ایران را با بحران مواجه کرد.

بحران تجرد قطعی در ایران با رشد ۷ برابری، ناشی از فشارهای اقتصادی است که جامعه را به سمت سالمندی تنها سوق میدهد.

بورس تهران میان ارزندگی بنیادی (P/E=5) و فشار نرخ بهره ۴۰ درصدی، در انتظار سیگنال مذاکرات سیاسی برای تعیین مسیر است.