
بانکها و موسسات اعتباریالزامات و ریسکهای آزادسازی نرخ در بازار بینبانکی
آزادسازی نرخ بازار بینبانکی نیازمند سیاستگذاری شفاف و ابزارهای کنترل نقدینگی است تا به بحران بانکی تبدیل نشود.
همچنین: نرخ سیاستی
نرخ بهره سیاستی در واقع قیمتِ پایه پول در اقتصاد است که توسط بانک مرکزی تعیین میشود. تصور کنید بانکها برای تأمین نقدینگی روزانه خود نیاز دارند از یکدیگر یا از بانک مرکزی وام بگیرند؛ این نرخ مشخص میکند که این جابهجایی پول چقدر هزینه داشته باشد. در ایران، بانک مرکزی با تعیین یک دالان برای این نرخ، به تمام بانکها علامت میدهد که سود سپرده و تسهیلات باید در چه محدودهای باشد تا تعادل بازار حفظ شود. وقتی بانک مرکزی ایران نرخ بهره سیاستی را بالا میبرد، پیامی روشن به جامعه میفرستد که قصد دارد جلوی تورم را بگیرد. در این حالت، جذابیتِ گذاشتن پول در بانک بیشتر میشود و احتمالاً سود سپردههای شما افزایش مییابد، اما همزمان دریافت وام برای خرید خودرو یا مسکن گرانتر و سختتر میشود. این تغییرات باعث میشود نقدینگی کمتری در بازار چرخ بخورد که اگرچه به کنترل قیمتها کمک میکند، اما معمولاً باعث فروکش کردن هیجان در بازارهایی مثل بورس و املاک میشود.
در روزهایی که تورم مزمن معیشت ایرانیها را هدف گرفته، بحث بر سر «نرخ بهره سیاستی» بهعنوان فرمانِ اصلی بانک مرکزی برای کنترل نقدینگی داغ شده است. بررسی تجربه کشورهای همسایه مثل روسیه و ترکیه نشان میدهد که تنظیم درست این نرخ چطور میتواند ترمز افزایش قیمتها را بکشد و چرا تصمیمات پولی در تهران، مستقیماً روی ارزش ریال و قدرت خرید ما اثر میگذارد.

آزادسازی نرخ بازار بینبانکی نیازمند سیاستگذاری شفاف و ابزارهای کنترل نقدینگی است تا به بحران بانکی تبدیل نشود.

بانکداری غیرمتعارف ایران با ناترازی و چاپ پول، ابزارهای کنترل تورم را خنثی کرده است.

افزایش نرخ بهره واقعی در کنار اصلاحات ساختاری، راهکار ترکیه و روسیه برای مهار تورم و تثبیت بازارهاست.