
تغییر پارادایم در مسکن: دولت باید رهبر ارکستر باشد، نه نوازنده
سیاست مسکن ایران باید از «ساختوسازِ صرف» به «سیاستگذاریِ کیفیتِ زیست» و هماهنگیِ بینبخشی تغییر جهت دهد.
همچنین: سیاستگذاری مسکن
سیاستگذاری مسکن در واقع نقشه راهی است که دولت برای بازار ملک ترسیم میکند تا مشخص شود چه کسی، کجا و با چه قیمتی صاحبخانه شود. این سیاستها طیف وسیعی از اقدامات را شامل میشود؛ از پروژههای انبوهسازی دولتی مثل مسکن مهر و نهضت ملی مسکن گرفته تا وضع قوانین مالیاتی برای خانههای خالی و تعیین سقف برای افزایش سالانه اجارهبها که همگی با هدف کنترل نوسانات بازار انجام میشوند.در اقتصاد ایران که مسکن نه فقط یک نیاز مصرفی بلکه مهمترین کالای سرمایهای خانوادههاست، این سیاستها مستقیماً روی قدرت خرید و امنیت روانی مردم اثر میگذارد. برای مثال، وقتی دولت نرخ سود وام مسکن را تغییر میدهد یا تسهیلات جدیدی برای بافت فرسوده تعریف میکند، مسیر نقدینگی و قیمت نهایی آپارتمانها در محلههای مختلف جابهجا میشود. درک این سیاستها به شما کمک میکند بفهمید چه زمانی برای ورود به بازار یا دریافت وام مناسبتر است.
با تداوم بحران سرپناه، سیاستگذاری مسکن از یک بحث تئوریک به چالشی حیاتی برای معیشت تبدیل شده است. ناکامی در اجرای طرحهای کلانی مثل «مسکن ملی» و فشار سنگین این پروژهها بر منابع محدود بانکها، زنگ خطر را برای تورم و ناترازی مالی به صدا درآورده؛ موضوعی که مستقیماً بر قدرت خرید و آینده اجارهنشینی ایرانیان اثر میگذارد.

سیاست مسکن ایران باید از «ساختوسازِ صرف» به «سیاستگذاریِ کیفیتِ زیست» و هماهنگیِ بینبخشی تغییر جهت دهد.

سیاستهای مسکن در ایران به دلیل پیچیدگیهای ذاتی، انگارههای نادرست و بیثباتی مدیریتی همواره با شکست مواجه شدهاند.

طرح مسکن ملی به دلیل سه خطای استراتژیک در سیاستگذاری، به پروژهای پرهزینه و کند تبدیل شده است.