
بحران مسکن نسل Z؛ چرا خانهدار شدن در تهران به آرزویی محال تبدیل شد؟
نسل Z در تهران به دلیل افت درآمد سرانه و تورم، خرید خانه را غیرممکن و مهاجرت را سهلتر میبیند.
شاخص دسترسی به مسکن در واقع یک خطکش برای سنجش فاصله درآمد شما با قیمتهای بازار ملک است. برای محاسبه آن، قیمت کل یک واحد مسکونی معمولی را بر کل درآمد سالانه یک خانوار تقسیم میکنند. هرچه این عدد بزرگتر باشد، یعنی سهم مسکن در سبد هزینهها سنگینتر شده و رویای خانهدار شدن برای طبقه متوسط دورتر به نظر میرسد.
در اقتصاد ایران، به دلیل سبقت گرفتن سرعت رشد قیمت مسکن از افزایش دستمزدها، این شاخص به ارقام نگرانکنندهای رسیده است. وقتی این عدد در تهران یا کلانشهرها بالا میرود، یعنی یک حقوقبگیر حتی با پسانداز کامل درآمدش هم دههها طول میکشد تا صاحبخانه شود. این وضعیت باعث میشود بخش بزرگی از درآمد ماهانه صرف اجارهبها شود و عملاً توان پسانداز و سرمایهگذاری خانوادهها برای آینده از بین برود.
با طولانی شدن زمان انتظار برای خرید خانه در تهران به بیش از دو دهه، این شاخص به زنگ خطری برای معیشت تبدیل شده است. شکاف عمیق میان درآمد ریالی و قیمت دلاری ملک، خانهدار شدن را برای نسلهای جدید به رویا تبدیل کرده و حالا بحث بر سر این است که آیا ریشه این بحران در کاهش قدرت خرید مردم است یا بنبست تولید مسکن.

نسل Z در تهران به دلیل افت درآمد سرانه و تورم، خرید خانه را غیرممکن و مهاجرت را سهلتر میبیند.
بحرانهای معیشتی ایران نه مشکل تولید، بلکه نتیجه مستقیم کاهش درآمد سرانه و فقر عمومی است.

شاخص دسترسی به مسکن در ایران به دلیل تورم و سوداگری، بسیار طولانیتر از میانگین جهانی است.

ایران با شاخص ۲۴ سال، یکی از سختترین بازارهای مسکن جهان را برای خانهاولیها دارد.