
راز قدرت فناوری و هوش مصنوعی ارزان چین از نگاه عجماوغلو
موفقیت فناوری چین ناشی از مهندسی بهینه و کاهش هزینه است، نه لزوماً نوآوری از صفر.
درآمد سرانه در واقع نمره معدلِ وضعیت اقتصادی یک کشور است. فرض کنید تمام درآمدی که ایران از فروش نفت، تولیدات صنعتی، کشاورزی و خدمات در طول یک سال به دست میآورد را در یک قلک بزرگ بریزیم و بعد آن را به تعداد جمعیت کشور تقسیم کنیم؛ عددی که به دست میآید درآمد سرانه است. این شاخص به ما میگوید که توان اقتصادی کشور نسبت به جمعیتش چقدر رشد کرده یا چقدر زیر فشار تورم کوچک شده است. برای ما ایرانیها، درآمد سرانه توضیح میدهد که چرا گاهی با وجود آمارهای مثبت رشد اقتصادی، همچنان احساس بهبود در معیشت نمیکنیم. وقتی قیمت دلار جهش میکند یا تورم از رشد درآمد ملی پیشی میگیرد، قدرت خرید واقعی هر فرد یا همان درآمد سرانه واقعی کاهش مییابد. در واقع این عدد نشاندهنده پتانسیل رفاهی است؛ یعنی اگر درآمد سرانه بالا برود، دولت و بخش خصوصی توان بیشتری برای بهبود کیفیت بیمارستانها، مدرسهها و در نهایت جیب شهروندان خواهند داشت.
کاهش قدرت خرید و سهم سنگین هزینههای خوراک در سبد خانوار، زنگ خطر افت درآمد سرانه را به صدا درآورده است. تحلیلگران معتقدند بحران مسکن و فقر عمومی، بیش از آنکه مشکلی بخشی باشد، نتیجه درجا زدن کیک اقتصاد ایران در سالهای اخیر است که باعث شده سهم هر ایرانی از تولید ثروت ملی، دیگر کفاف هزینههای اولیه زندگی را ندهد.

موفقیت فناوری چین ناشی از مهندسی بهینه و کاهش هزینه است، نه لزوماً نوآوری از صفر.

کاهش ضریب جینی در سال ۱۴۰۴ نه به دلیل بهبود رفاه، بلکه ناشی از افت درآمد و فقیرتر شدن خانوارها بوده است.

بررسی تاریخی چالشها، هزینههای بالا و محدودیتهای بازار مصرف در کارخانهسازی دولتی دوره رضاشاه.

رکود رشد درآمد سرانه بیش از دو پنجم جمعیت جهان را درگیر کرده و استانداردهای زندگی را به خطر انداخته است.

کاهش ۴۳ درصدی هزینه واقعی خوراک خانوارها در یک دهه، زنگ خطری برای سلامت و بهرهوری اقتصاد است.

رفع موانع اشتغال زنان در خاورمیانه میتواند درآمد سرانه را ۲۰ درصد افزایش داده و توازن قدرت در خانواده را بهبود بخشد.

سیاستهای غلط ساختوساز و افزایش متراژ خانهها، دسترسی خانوارها به مسکن را در شرایط کاهش قدرت خرید دشوار کرده است.

در ایران، تورم و رکود باعث شده اشتغال دیگر مانع فقر نباشد؛ ۸۹ درصد فقرا اکنون شاغلاند.

این کتاب با تحلیل چندعاملی رشد اقتصادی، به دنبال پاسخ به معمای توسعهنیافتگی و درسهایی برای اقتصاد ایران است.

نسل Z در تهران به دلیل افت درآمد سرانه و تورم، خرید خانه را غیرممکن و مهاجرت را سهلتر میبیند.
بحرانهای معیشتی ایران نه مشکل تولید، بلکه نتیجه مستقیم کاهش درآمد سرانه و فقر عمومی است.

بحران مسکن در ایران، تنها یک مشکلِ بخشی نیست، بلکه پیامدِ مستقیمِ کاهشِ درآمدِ سرانه و فقرِ عمومی است.

مسعود نیلی با بررسی تحولات پس از ۱۳۹۷، ایران را در دوراهی انتخاب میان تقابل یا رفاه میبیند.

تورم ۱۲۸ درصدی مواد غذایی باعث شده ۷۴ درصد دستمزد کارگران صرف خوراک شود و قدرت خرید بهشدت کاهش یابد.

شاخص دسترسی به مسکن در ایران به دلیل تورم و سوداگری، بسیار طولانیتر از میانگین جهانی است.

تورم مزمن و کاهش قدرت خرید خانوار، سرمایهگذاری در مسکن را به شدت کاهش و این بخش را به رکود برده است.

اقتصاد ایران با کاهش انباشت سرمایه و قدرت تأمین مالی مواجه است و نیازمند اصلاحات ساختاری و تعامل جهانی است.

ایران برای خروج از رکود و بازسازی زیرساختها به ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایه و تغییر رویکرد به تعامل جهانی نیاز دارد.

همتی تأکید کرد کاهش رفاه مردم ناشی از افت شدید درآمد سرانه است و نباید تنها به تورم تقلیل یابد.

درآمد سرانه واقعی ایرانیان طی ۱۳ سال به نصف کاهش یافته و به سطح دهه ۷۰ بازگشته است.