
انتشار دادههای تازه از گسترش محلات کمبرخوردار و فقر شهری در تهران
نیمی از محلات تهران کمبرخوردارند و فقر شهری به دلیل توسعه نابرابر به مناطق میانی و شمالی نیز رسیده است.
تله فقر یعنی گیر افتادن در چرخهای که فقر، خودش را بازتولید میکند. وقتی تمام درآمد شما صرف خرید نان و اجارهخانه میشود، دیگر پولی نمیماند که برای یادگیری یک مهارت جدید، خرید ابزار کار یا حتی درمان بیماری هزینه کنید. در واقع، شما برای فرار از فقر نیاز به سرمایه دارید، اما چون فقیرید، نمیتوانید آن سرمایه را جمع کنید. در اقتصاد ایران، تورم بالا موتور اصلی این تله است. وقتی قیمت گوشت و مسکن مدام بالا میرود، خانوادههای طبقه کارگر مجبور میشوند از هزینههای آموزش فرزندان یا سلامت خود بزنند تا شکمشان را سیر کنند. این یعنی فرزند آن خانواده هم به دلیل نداشتن تخصص، در آینده وارد همان کارهای کمدرآمد میشود. اینجاست که فقر از یک نسل به نسل بعد ارث میرسد و بدون یک تکانهی بزرگ یا حمایت هوشمندانه، راه فراری باقی نمیماند.
بحث درباره ریشههای ثروت و فقر ملتها دوباره داغ شده است؛ چرا که بسیاری از خانوادههای ایرانی حس میکنند با وجود تلاش زیاد، تورم و نبودِ سرمایهگذاری مولد آنها را در چرخهای گرفتار کرده که خروجیاش درجا زدن است. بررسی تجربههای تاریخی نشان میدهد که چطور ساختارهای اقتصادی میتوانند یک جامعه را در «تله» نگه دارند یا مسیر فرار از آن را هموار کنند.

نیمی از محلات تهران کمبرخوردارند و فقر شهری به دلیل توسعه نابرابر به مناطق میانی و شمالی نیز رسیده است.

کار کودک محصول فقر است؛ ممنوعیت بدون حمایت اقتصادی، تنها چرخه فقر بیننسلی را تشدید میکند.

این کتاب با تحلیل چندعاملی رشد اقتصادی، به دنبال پاسخ به معمای توسعهنیافتگی و درسهایی برای اقتصاد ایران است.