
کارنامه هشتساله تقابل تجاری آمریکا و چین
ارزیابی هشت سال جنگ تجاری آمریکا و چین نشاندهنده شکست تعرفهها در مهار اقتصاد پکن است.
ساده بگوییم، سرمایهداری دولتی یعنی دولت لباسِ بیزنسمن به تن کند. در این حالت، دولت به جای اینکه فقط مالیات بگیرد و قانون بگذارد، خودش صاحب کارخانه، بانک و شرکتهای بزرگ است. این شرکتها ظاهرِ خصوصی دارند اما مدیرانشان را دولت میچیند و هدفشان نه فقط خدمترسانی، بلکه کسب درآمد و حفظ قدرت اقتصادی در دستِ نهادهای حاکمیتی است.
در اقتصاد ایران، این پدیده را با واژه «خصولتی» میشناسیم. وقتی دولت در بازار خودرو یا فولاد دست دارد، رقابت واقعی از بین میرود؛ چون یک شرکت معمولی نمیتواند با شرکتی که به رانت دولتی و ارز ارزان دسترسی دارد رقابت کند. این موضوع مستقیماً روی جیب شما اثر میگذارد؛ چون باعث میشود کیفیت محصولات پایین بماند، قیمتها دستوری تعیین شود و فرصتهای شغلی و سرمایهگذاری به جای افراد توانمند، به نورچشمیها برسد.
این روزها که بحث تبدیل شدن صندوق توسعه ملی به «قلک دولت» و مقایسه آن با مدلهای موفقی مثل نروژ داغ شده، مفهوم سرمایهداری دولتی اهمیت ویژهای یافته است. در حالی که قدرتهای جهانی بر سر مرز دخالت دولت در بازار جدال دارند، برای ما ایرانیها سوال اصلی این است که مدیریت دولتی بر منابع ملی، چه اثری بر ارزش داراییها و آینده معیشتمان دارد.

ارزیابی هشت سال جنگ تجاری آمریکا و چین نشاندهنده شکست تعرفهها در مهار اقتصاد پکن است.

اروپا برای جبران عقبماندگی صنعتی از چین، درگیر چالشهای حکمرانی و اختلاف بر سر مداخلات دولتی است.

چرخش پوتین به سمت تندروهای امنیتی، روسیه را به سمت حکمرانی پلیسی و حاشیهنشینی تکنوکراتها سوق داده است.

تفاوت در حکمرانی؛ نروژ نفت را سرمایه بیننسلی کرد، اما ایران آن را صرف هزینههای جاری دولت کرد.

ترامپ در حالی دموکراتها را به سوسیالیسم متهم میکند که خود با خرید سهام شرکتها، سرمایهداری دولتی را گسترش میدهد.

مزیت چین در تولید ارزان ناشی از ساختار سیاسی منحصربهفردی است که رقابت محلی را با هدایت متمرکز ترکیب میکند.