
بررسی خطاهای سیاستگذاری پساجنگ از منظر اقتصاد کلاسیک
مقایسه آمارهای تورم و نقدینگی ایران با نظریههای هنری هزلیت درباره خطاهای مرگبار اقتصادی پساجنگ.
همچنین: نرخ سود واقعی، نرخ سود حقیقی، نرخ بهره حقیقی، نرخ واقعی سود
نرخ بهره واقعی یعنی سودی که واقعاً به جیب شما میرود، بعد از اینکه غول تورم سهمش را برداشت. وقتی بانک به سپرده شما ۲۰ درصد سود میدهد، این فقط یک عدد ظاهری یا اسمی است. برای فهمیدن واقعیت، باید ببینید در همان سال قیمت کالاها و خدمات چقدر گران شده است. اگر تورم بیشتر از سود بانکی باشد، یعنی شما نهتنها سود نکردهاید، بلکه قدرت خریدتان را هم از دست دادهاید.
در اقتصاد ایران، نرخ بهره واقعی در بسیاری از سالها منفی بوده است. به زبان ساده، وقتی سود بانکی مثلاً ۲۳ درصد و تورم ۴۵ درصد باشد، نرخ بهره واقعی منفی ۲۲ درصد است. در این وضعیت، پول گذاشتن در حسابهای سپرده مثل این است که هر سال بخشی از سرمایهتان آب برود. به همین دلیل است که در ایران، مردم بهجای نگهداری ریال در بانک، ترجیح میدهند دارایی خود را به کالا، طلا، مسکن یا ارز تبدیل کنند تا از افت ارزش آن جلوگیری کنند.
از طرف دیگر، نرخ بهره واقعی منفی به نفع وامگیرندگان است. در ایران کسی که موفق میشود وام بانکی با نرخ مصوب بگیرد، در واقع برنده است؛ چرا که به دلیل تورم بالا، ارزش پولی که او در آینده به بانک پس میدهد، بسیار کمتر از ارزش پولی است که در روز اول دریافت کرده است. این سازوکار باعث میشود که تقاضا برای وام همیشه بسیار بیشتر از منابع بانکها باشد و صفهای طولانی برای دریافت تسهیلات شکل بگیرد.
در روزهایی که بورس تهران با شتاب به سمت قلههای جدید حرکت میکند، بحث داغی میان کارشناسان درباره ضرورت اصلاح نرخ بهره شکل گرفته است. از آنجا که نرخ سود بانکی در ایران معمولاً بسیار کمتر از تورم است، نرخ بهره واقعی منفی شده و باعث فرار پول از بانک به سمت بازارهایی مثل بورس میشود؛ وضعیتی که همزمان ریسک حباب و فرصت رشد داراییها را پیش روی سرمایهگذاران قرار داده است.

مقایسه آمارهای تورم و نقدینگی ایران با نظریههای هنری هزلیت درباره خطاهای مرگبار اقتصادی پساجنگ.

تسهیلات بانکی به بخش غیردولتی با سهم ۸۵ درصدی، به موتور اصلی رشد نقدینگی در اقتصاد ایران تبدیل شده است.

رسیدن نرخ اخزا به ۴۲ درصد به دلیل منفی بودن نرخ بهره حقیقی، فشار چندانی بر بورس نمیآورد.

بورس با رشد شاخصها و ورود ۴.۹ همت پول حقیقی سبزپوش شد و بازده اخزا به ۴۲.۴ درصد رسید.

آمارهای کلان مثبت مانند GDP بالا، به دلیل توزیع نابرابر ثروت، بهبود معیشت همه جامعه را تضمین نمیکند.

بررسی سناریوهای ۵ کارشناس اقتصادی از آینده دلار، طلا، بورس و مسکن در نیمه دوم سال.

نرخ بهره حقیقی در ایران منفی مانده و کارشناسان بر ضرورت اصلاح تدریجی و اصولی آن تأکید میکنند.

نرخهای بهره در اقتصاد ایران به دلیل عوامل بنیادی و تورم انتظاری روندی صعودی و اجتنابناپذیر دارند.

بورس تهران با ارزندگی ذاتی و نسبت P/E پایین، ظرفیت جذب نقدینگی و رشد تا ۷.۵ میلیون واحد را دارد.

رشد بورس فعلی برخلاف سال ۱۳۹۹ هنوز با بنیادهای اقتصادی قابل توضیح است، اما خطر جدایی قیمت از ارزش وجود دارد.

بورس تهران با تکیه بر عوامل بنیادی در مسیر صعود است، اما ریسکهای سیاسی و ساختاری همچنان مسیر آن را تهدید میکنند.

بورس تهران با وجود رکوردشکنی، همچنان در محدوده ارزندگی است و پتانسیل رشد تا ۹ میلیون واحد را دارد.

به دلیل نرخ بهره حقیقی منفی ۳۰ درصد، بازارهای دارایی ایران رشدی فراتر از تورم را تجربه خواهند کرد.

رشد چشمگیر بورس با ورود پول حقیقی و کاهش جذابیت داراییهای بدون ریسک به دلیل نرخ بهره حقیقی منفی.

نرخ بهره حقیقی منفی با ایجاد رانت برای دولت و اختلال در تخصیص منابع، تورم را مزمن میکند.

طلا با عبور از وابستگی سنتی به نرخ بهره، اکنون تحت تأثیر ریسکهای ژئوپلیتیک و بدهی دولتهاست.

آزادسازی تدریجی نرخ سود بانکی از طریق ابزارهای نوین، راهکار خروج از سرکوب مالی و ناترازی بانکی است.

نرخ بهره حقیقی منفی در ایران عامل رانت و تورم است، اما اصلاح آن نیازمند مسیری تدریجی برای جلوگیری از شوک اقتصادی است.

بانک مرکزی با تغییر رویکرد از تذکر به جریمه و شفافیت، در پی تثبیت اقتدار نظارتی بر شبکه بانکی است.

نرخ بهره دستوری و تورم بالا، نظام بانکی را به سمت فروپاشی و رانتخواری سوق داده است؛ اصلاحات ساختاری ضروری است.