پیامدهای منفی یکسانسازی الگوی آپارتمانسازی در شهرهای ایران
رواج آپارتمانسازی و وابستگی درآمد شهرداریها به تراکمفروشی، تقاضا برای خانه دوم و فشار بر عرصههای طبیعی را افزایش داده است.
تراکمفروشی در واقع معاملهای بین شهرداری و سازندگان ساختمان است. طبق قانون، هر زمین بسته به عرض کوچه و منطقه، سقف مشخصی برای ساختوساز دارد؛ اما شهرداری برای تأمین بودجه خود، اجازه میدهد سازنده با پرداخت مبالغی تحت عنوان عوارض، طبقات اضافه بسازد. این یعنی خریدنِ حقِ اشغالِ فضای عمودی شهر که فراتر از استانداردهای اولیه تعیین شده است.
این موضوع از دو جهت بر جیب ایرانیها اثر میگذارد. از یک سو، هزینه خرید تراکم به قیمت تمامشده آپارتمان اضافه میشود و مسکن را گران میکند. از سوی دیگر، وقتی در یک کوچه باریک در محلهای پرجمعیت، به جای خانههای دوطبقه، برجهای بلند قد میکشند، زیرساختهایی مثل پارکینگ و فشار آب ضعیف شده و با افزایش شلوغی، کیفیت زندگی و ارزش بلندمدت دارایی همسایهها تحتتأثیر قرار میگیرد.
این روزها با اجرای طرحهای جدید شهرداری تهران مانند «تورم صفر» و توسعه مبتنی بر حملونقل عمومی (TOD)، بحث بر سر تأمین مالی پروژههای شهری از طریق فروش تراکم دوباره داغ شده است. در حالی که صنعت ساختمان با فشارهای مالی و هزینههای بیمهای دستوپنجه نرم میکند، نگرانیها از تبدیل شدن ابزارهای نوین شهرسازی به پوششی برای تراکمفروشی جهت جبران کسری بودجه شهرداریها افزایش یافته است.
رواج آپارتمانسازی و وابستگی درآمد شهرداریها به تراکمفروشی، تقاضا برای خانه دوم و فشار بر عرصههای طبیعی را افزایش داده است.

طرح «تورم صفر» شهرداری تهران با ۷ تا ۱۴ همت هزینه و ابهام در تامین منابع، چالش بودجهای ایجاد کرده است.

طرح توسعه مبتنی بر حملونقل همگانی در تهران بیشتر به ابزاری برای تراکمفروشی تبدیل شده است تا طراحی شهری استاندارد.

صنعت ساختمان با فشار مقررات ضدتولید، هزینههای دوبرابر انشعابات و فقدان تابآوری شهری مواجه است.

عوارض ۶ درصدی تامیناجتماعی از سازندگان مسکن بر پایه تراکمفروشی، عامل تورم مسکن و ناکارآمدی بیمه کارگران است.